تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان ثبت خاطرات و آدرس v.m.r.m.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
خبرنامه وب سایت:
آمار وب سایت:
بازدید امروز : 4 بازدید دیروز : 1 بازدید هفته : 9 بازدید ماه : 7 بازدید کل : 37797 تعداد مطالب : 15 تعداد نظرات : 19 تعداد آنلاین : 1
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت . زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار مى دادیم
اعتراف میکنم یه بار که رفته بودم توی حموم تادست وصورتموبشورم دوتاسوسک که داشتن جفت گیری میکردند دیدم دم پایی آوردم بیرون تا بکشمشون که از هم جداشدن هر کدوم یه طرف حموم رفت یکی شون که روبروم بود کشتم چشمتون روز بدنبینه همین که اونو کشتم اون یکی که فکر کنم شوهرش بود پرید روم چند بار زدمش هی دوباره میپرید روم از حموم زدم بیرون بازم دنبالم کردفکرکردم حتما جن منیه خلاصه اینقدر درگیر بودیم تا اینم بلاخره زدم کشتم از اون موقع به بعدفهمیدم سوسک ها هم احساس وعشق حالیشون میشه دیگه از اون روز وقتی دوتا سوسک باهم ببینم کاری بهشون ندارم به شما هم پیشنهاد میکنم کاری بهشون نداشته باشید
بچه که بودم مامانم میخواست از خونه بره بیرون که یهو تا پاشو از پله گذاشت پایین میفته و پاش پیچ میخوره اونقدر پاش درد میکرده که فکر میکرده شکسته جوری که نمیتونست راه بره و هر موقع میخواست جایی بره باید کمکش میکردیم تا اینکه یه روز داشت تلویزیون نگاه میکرد منم شیطونیم گل کرده بود و خواستم بترسونمش رفتم پیشش و دیدم یه پشه رو بالشش بود یهو داد زدم مامان سوسک دیدم مامانم مثه فشنگ از جاش پرید و دووید منم ک شوکه شده بودم فکر نمیکردم اینقدر بترسه و از اینکه نمیتونست راه بره چ جور پا شد و دویید از یه طرفم داشتم از خنده میمردم تا تونستم خندیدم مامانمم عصبانی شده بود و اولش داد و بیداد کرد وقتی دید دلش خنک نمیشه سعی کرد جور دیگه تلافی کنه هههه البته اون موقع فرار کردم از ترسم غافلگیرم کرد و خوردم کتک و ههههههه ولی زورش نمیرفت چون پاش درد میکرد خوشبختانه زیاد کتک نخوردم / از اون روز تا الان هر وقت یادم میاد بهش میگم و اونم دوباره فوشم میده و میخنده ههههههههه
من وچاه فاضلاب
یه روزالبته موقعی که کوچیک بودم بادوستام تو حیاط خونه قدیمی مون داشتیم فوتبال بازی میکردیم که یهو توپ افتاد تو باغ خونه منم رفتم دنبال توپ یه چاه فاضلاب نیمه کاره هم بودداخل باغ منم که رفته بودم دنبال توپ حواسم نبود افتادم توچاه ولی یه لوله فاضلاب بود که آویزون بودتوی چاه منم خودمو با اون گرفتم همین جوری آویزون بودم که یهو باخودم فکرکردم نکنه دارم خواب میبینم برای همین دستمو ول کردم شاید از خواب بیدارشم بقیه شو که خودتون حدس بزنین
کوچیک که بودم توی روستا زندگی میکردیم وکلی گوسفند داشتیم منم مجبوربودم هر روزبرم براشون علف درو کنم بیارم که خیلی خسته کننده بودیه روز یه فکربرای خلاصی از این موضوع به نظرم رسید رفتم ویه تشت آب آماده کردم وکمی سم هم قاطی شون کردم وریختم روی علف ها وبعدعلف های سمی روبردم دادم به گوسفندها که بمیرن ومنم از شرشون خلاص شم توی فیلمها هم دیده بودم که دستکش دستشون میکنند که اثر انگشتشون نمونه منم که ساده رفتم 2تانایلون پیداکردم ودستم توش گذاشتم وبعدعلفهاروگرفتم دادم به گوسفندها که نقشمم موفقیت امیز بود.طوری که تا الان کسی نمیدونه علت مرگ گوسفندها چی بود حتی شرلوک هلمز
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﻭﻓﺎﺩﺍﺭﺗﺮﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﻫﯿﭻ ﻣﻮﻗﻊ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭﺩ...
آدم باید یکی رو داشته باشه که دلش ضعف بره واسش! بابا این جزء حقوق اولیه بشره
مدام كفتي خيال تخت من وفا دارم و من ﭼﻪ ساده لوحانه خيالم را تختي كردم براي عشق بازي تو با ديكري
ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯿﮕﻮﯾﻢ، ﻻﻝ ﻣﯿﺸﻮﻡ ... ﻓﻘﻂ ﻧﻔﺮﯾﻨﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩﻥ ...................... ﺩﺧﺘﺮﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ ............. ﺑﺰﺭﮒ ﻣﯿﺸﻮﯼ ................... ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﺸﻮﯼ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ﺩﻝ ﻣﯿﺒﻨﺪﯼ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ﺗﻨﺖ ﺭﺍﺑﺮﺍﯾﺶ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﯽ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ "ﻫﻮﺱ ...................." ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ "ﻋﺸﻖ .............................." ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺯﺩﯼ ﻣﯿﺮﻭ !!!!!!!!!! ﻭﺗﻮﻣﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭﺧﻮﺩﺕ ..................... ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﯾﮏ " ﻫﺮﺯﻩ ﺍﯼ " ﻭﺍﻭ ﮐﻤﯽ " ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻩ " ﺍﺳﺖ!!!!!!!!!!!!!!!!!
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ : ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻟﻮﺍﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻫﺴﺘﻢ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮔﻢ ﮐﻨﻢ ﺭﺍﻩ ﻗﺸﻨﮓ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮔﻢ ﮐﻨﻢ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺩﻟﻢ ﺑﯿﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﻭ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﭘﺮﺳﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ، ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﮕﺬﺍﺭ ﺧﺪﺍ
زن عشق میکــــــــــــــــــــــــــــــــــارد و کینـــــــــــــــــــــــــــــــــه درو میکند
ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ “ ﺁﺩﻡ ” ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺧﻮﺩﺕ ...ﻏﻤﺖ ...ﻣﺸﮑﻠﺖ ﻏﺼﻪ ﺍﺕ ﻫﻮﺍﯼ ﺷﻬﺮﺕ ... ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ ﺣﺘﯽ ﺩﺷﻤﻨﺖ
ﻗﻤﺎﺭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍﻫﺮﺩﻭﯾﻤﺎﻥ ﺑﺎﺧﺘﯿﻢ ........................... ﻣﻦ ﺩﻝ ﺭﺍ ........................ ﺗﻮ ﺷﺮﻑ ﺭﺍ .....................
ﻫﻴﭽﮑﺲ، ﺑﺮ ﻧﻴﻤﮑﺖ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻧﻤﻴﺸﻴﻨﺪ، ﻳﺎ ﻳﺎﺭ ﺩﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺖ ،ﻳﺎ ﻳﺎﺩ ﻳﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﺮ !...
روزگارم راســـیــاه کرده اند ومیگویند شــــب است آتشی بر دلم انداخته اند ومیگویند تب است...
سلام ای رهــگذربا نگاه بی انتهایت به عمق تک تک حـــروف و واژه هایــم بنــگرو آرام آرام مرا همراه با این صفحه ورق بزن...و بـــــــــــعـدبه رسم روزگارمراو عمق نو شته هایم رابه دست فراموشی بفروش
27 نمونه خلاقانه و ابتکاری از عکاسی از اشیاء بی جان یا still life